یک. معیارها

به‌کاربندی دقیقِ قاعده‌ها و معیارهای دستور زبان فارسی (ناتل خانلری، پرویز، دستور زبان فارسی، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1352)، آیین نگارش و رسم‌الخط (یاحقی، محمدجعفر، راهنمای نگارش و ویرایش، چاپ بیست و هشتم، انتشارات آستان قدس رضوی، 1387).

دو. ترکیب

پای‌بندی به نگاره، ریخت، ترکیب ساختاری در نگارش مقاله، از آغاز تا پایان:

- سرسخن (عنوان) کوتاه، روشن و هماهنگ با معنون و اصل سخن.

- چکیده، کوتاه؛ امّا گویا و بیان‌گر درون‌مایۀ سخن و جهت‌گیری.

- درآمد و دیباچه، در حقیقت چهره و روی نبشتار و دربردارندۀ یادآوری‌های گزیرناپذیر: چرایی سخن به میان آوردن از این مقوله، بیان هدف، زاویۀ نگاه، پیشینۀ بحث، نویسندگان و پژوهشیانی که از این مقوله سخن گفته‌اند، کوتاه، بلند، پردامنه و یا کم‌دامنه، برجستگی‌های این نوشته در سنجه با آن نوشته‌ها و عرصه‌های نو و راه‌گشایی را که درنوردیده است و . . . روش کار، کتابخانه‌ای (با تعریفی که امروزه از کتابخانه وجود دارد) یا میدانی (با نگاه خاص علمی) و سازوکار بِه‌گزینی منابع، ملاک‌ها و معیارها.

پس از دیباچه‌نگاری و نمودنِ چهرۀ کار، با مقدمه‌چینی سازوار و گویا، بحث آغاز می‌شود، با رسم کردن عنوان‌های اصلی و فرعی، به‌گونۀ پلکانی و پیوستاری که وابستگی هر عنوانی به عنوان دیگر، عنوان‌های پیشین به پسین و پسین به پیشین، حلقه در حلقه و زنجیروار حس و درک شود و خواننده را به آسانی از پله‌ای به پله‌ای دیگر فرا برد، بدان‌سان که به همان نتیجه‌ای دست یابد که نویسنده در پایان مقال، ترسیم می‌کند.

سه. پژوهش معیار

برخورداری و بهره‌مندی از ویژگی‌های پژوهش معیار (آریان‌پور، امیرحسین، پژوهش، انتشارات چاوشان نوزایی کبیر، 1388): فنی، استدلالی، اقناعی، سرچشمه گرفته از چشمه‌های اصلی و اصیل، نو، پاسخ‌گو، کاربردی و برآورندۀ نیازی از نیازهای فرد و جامعه، گشایندۀ گرهی از گره‌های فروبسته در زندگی فردی انسان مسلمان و جامعۀ اسلامی.

چهار. معیارهای دقیق فقهی

از آن‌جا که رسالت فصلنامه، بازتاباندن اندیشه‎‌ها و دیدگاه‌های فقهی است و کالبدشکافی‌های دقیق در بابِ موضوع احکام فقهی، در هر دو عرصه، معیارهای دقیق فقهی و کندوکاوهای فقاهتی و موضوع‌شناسی را چراغ راه قرار می‌دهد:

در مقوله‌های فقهی، برابری با نیازها و اقتضاءات زمان را سرلوحۀ کار می‌نهد و هرگونه کار و تلاشی که زمان و گره‌گشایی از کارهای بسته را در چشم‌انداز خود ننهد و به واگویۀ مقوله‌ها و بحث‌های کالبدشکافی شده، یا غیرضرور بپردازد و یا در مقوله‌های مورد نیاز و بایسته، ژرف‌کاوی‌ها و ژرف‌اندیشی‌ها و همه‌سویه‌نگری‌های درخور، انجام نگرفته باشد، به یک سو می‌نهد و مُهر غیر درخور عرضه بر آنان می‌زند.

فصلنامه، نوگراست و رصدگر و عرضه‌کنندۀ سخنان و بحث‌های نو و گره‌گشا؛ امّا این نگاه و این زاویه‌نگری ویژه، به هیچ روی، به معنای درهم فروریختن ترازها و معیارهای اجتهادی و فقاهتی نیست. فقه سنتی و فقه جواهری که امام خمینی، رحمت الله علیه، روی آن تأکید داشتند و کار فقهی و اجتهادی و دست‌یابی به فقه ناب، جز از این جویبار زلال ناممکن است، در هر مقال فقهی که بنا باشد در فصلنامه نشر یابد و بازتاب، بایستی جلوه‌ای ویژه داشته باشد.

فصلنامه، رصدگرانه در برابر هرگونه بی‌ملاک‌گویی و بی‌ملاک‌نویسی، سهل‌انگاری، سرهم‌بندی و از همه مهم‌تر اخباری‌گری مدرن می‌ایستد. اخباری‌گری مدرن که در لایه‌هایی از حوزه و کندوکاوها و جست‌وجوهای فقهی و فقه‌پژوهی، رسوخ کرده، کار را بر فقه‌پژوهان ناب‌اندیش و پاسداران راستین دستاورد بزرگ اصولیان، سخت دشوار ساخته است. اخباری‌گری مدرن، از راه نقل، گردآوری و درهم‌آمیختن ناسختۀ چند آیه و سخن قرآن و نهج‌البلاغه، یا تفسیر اشتباه از هر یک و بدون توجه به مقدمات، مقارنه‌ها، همگِنی‌ها و زمینه‌های بیان آن، یا دست‌چین کردن چند روایت دلخواه، و تحمیل معنای مورد نظر بر آن، چشم‌پوشی از دیگر مستندها و قواعد عمومی فقه، بروز و ظهور یافته و می‌یابد که حرکتی است انحرافی و کژراهه‌روی که ناگزیر بایستی برای  پاس داشتن ساحَتِ فقه ناب از هر گونه جولان‌گری جریان‌های انحرافی و بازدارندۀ فقه ناب از میان‌داری، راه‌گشایی، کارآمدی، نقش‌آفرینی در فراز و فرودهای زندگی، هنگامه‌های سخت و نهادینه‌سازی تکلیف‌مداری در زندگی فردی و اجتماعی، به تلاش برخاست و هشدارهای لازم را طلایه‌دارانه به کاروان‌سالاران داد.

و در مقولۀ موضوع‌شناسی، آن‌چه ناگزیر بایستی بازتاب روشنی داشته باشد، افزونِ بر نگاه، دقت و دقیقه‌اندیشی فقهی و نمونه قرار دادنِ تلاش‌های سترگ و عالمانه و دقیق‌اندیشانۀ فقیهان پیشین و پسین، در امر موضوع‌شناسی و چند و چونی تکاپوهای آنان در این عرصه، ورود به آبشخورهای علمی، آن هم به روز، و بهره‌گیری از ویژه‌کاران خبره و ماهر، در هر رشته‌ای است. با این سازوکار، کار، قوام می‌یابد و به سامان می‌رسد. در پرتو این تلاش عالمانه و دقیقه‌اندیشانه، ممکن است کار به پایه‌ای برسد که برای فقیهان و صاحبان فتوا، کم و بیش، اطمینان‌آور باشد و نقبی به روشنایی بزند.

پنج. سنجش با مقاله‌های همگن

از جمله موارد محک و عیارسنجی مقاله ، سنجش آن با نوشته‌ها و مقاله‌هایی است که مدارِ اصلی بحث در آنها، همان موضوعی است که مقالۀ در دست بررسی، عهده‌دار بیانِ آن است.

در این سنجش باید به دست بیاید که مقاله، نسبت به مقاله‌های همگِن، برجستگی‌های درخوری دارد، از جمله:

الف.

نویسنده در بررسی و تحلیل مسأله، بهتر و عالمانه‌تر از پردازندگان به این موضوع در نوشته‌های خود، توانسته با به‌کارگیری روال و روشی نظام‌مند، به استوارسازی دیدگاه خود، بپردازد.

ب.

در منبع‌یابی، منبع‌شناسی و بهره‌گیری از منابع دست اول، تلاش گسترده‌تر و دقیق‌تر از پردازندگان به این موضوع داشته و راه‌های اعتمادبرانگیزتری را پیموده است.

ج.

از زاویۀ کاربردی و راه‌گشا به موضوع درنگریسته است. با تلاش، پی‌گیری و توجه عالمانه به نیازهای روز فرد و جامعه، به مقولۀ مورد بحث، جایگاهِ ویژه‌ای بخشیده و آن‌را از حالت اندراس و غیرکاربردی به‌ درآورده و کاربردی بودن آن‌را به‌روشنی نمایانده است.

د.

در جای‌جای نبشته، به‌روشنی می‌توان دید که نویسنده، گام در راه‌های بارها بارها رفته و پیموده شده، نگذارده است و اگر هم گام در راه‌های پیموده شده گذارده، بهنگام، توجه داده و در عمل، ثابت کرده پیمودنِ این راه، از تکرار و واگویه ملال‌آور مقوله‌های بررسی شده، پرهیز داشته و تمام توان خود را برای گشودن راه جدید و به ارمغان آوردنِ دستاوردهای نو و درخور استفاده، به‌کار برده است.

ه.

بحث به‌گونه‌ای پی‌ریزی شده و ارجاع‌ها و منابع، چنان سامان یافته که به روشنی هر خوانندۀ نکته‌سنج و باریک‌بینی، به این نکته ره می‌یابد که نویسنده، مقاله‌ها و مطالب نشر یافتۀ همسو را به دقت دیده و ارزیابی کرده و سره از ناسرۀ آنها را بازشناسانده و نمایانده که کارهای انجام گرفته، ناتمام است و هنوز تا چهره‌گشایی حقیقت مطلب، راه درازی مانده و جست‌وجوهای بسیاری باید و این تلاشِ فراروی، که حلقه‌ای است از حلقه‌های تکاپو و تلاش در باب موضوع مورد نظر، بخشی از آن جست‌وجوهایی است که در ادامۀ کار پژوهش‌گران پیشین می‌بایست انجام می‌گرفت.

شش. پرهیز از چندباره‌کاری

ناگفته نماند در موضوعی که کار زیاد شده، سست و یا استوار، کار در همان موضوع و پژوهش در آن باب، چندباره‌کاری و به‌گونه‌ای وقت‌گذاری بی‌نتیجه است. در چنین موردی در صورت ضرورت و ناگزیری، گزارشی فنی، علمی و همه‌سویه از کارهای انجام گرفته ارائه گردد و اگر نویسنده و یا پژوهش‌گر، نکته‌ای ورای نکته‌های ارائه شده دارد، ارائه دهد، و یا کاستی‌های کارهای انجام گرفته را بنمایاند که بی‌گمان، ره‌گشاتر و مفیدتر خواهد بود.

هفت. عیارسنجی

مقاله در بوتۀ ارزیابی فصلنامه، عیارسنجی می‌شود که آیا کار ارائه شده ناب و خالص است و از ذهن و دستگاه اندیشۀ نویسنده و پژوهش‌گر تراویده و در پرتو تلاش و تکاپوها، دقت‌ها و نگرش‌های نوگرایانه و عالمانۀ وی سامان گرفته است، یا خیر، مقاله رونویسی از دیگر پژوهش‌ها و مقاله‌هاست و به دیگر سخن، سرقت علمی و ادبی.

 و مقاله از این جنبه نیز بررسی می‌شود که آیا نویسنده در نقل‌قول‌ها و ارائۀ دیدگاه دیگران، امانت‌دار بوده و یا خیر به دیدگاه‌تراشی پرداخته و به عمد و یا از روی درست نفهمیدن سخن دیگران، به آنان مطالبی را نسبت داده است.

هشت. نشان‌دار بودن

مقاله باید نشان‌دار باشد، با مهر فکری و اندیشه‌ای که از اسلام ناب سرچشمه گرفته است. انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی، از اسلام ناب پرتو گرفته و مؤسسۀ موضوع‌شناسی احکام فقهی، در این منظومه به گردش درآمده و بنا دارد، پرتو بیفشاند؛ از این روی، پذیرش هر مقاله و نبشتاری در فصلنامه، بایستی بارقه‌ای باشد از اسلام ناب، تا نظام مقدس جمهوری اسلامی را در بست و گشاد کارها، پشتواری باشد استوار.

نه. منابع

شالودۀ مقاله و پژوهش، منابع آن است، چشمه‌هایی که با تلاشِ کاووش‌گرانۀ پژوهنده به جوشش در می‌آیند و زمینه‌ها را چشم‌نوازانه، برای رویش‌های پیاپی مهیا می‌سازند. منبع در مقاله و پژوهش، یعنی افشاندنِ بذر اندیشه در زمین آماده، هموار، بی‌سنگلاخ، آبیاری شده و مهیای برای کاشتن هسته و رویاندن گیاه.

از این روی، فصلنامه، افزونِ بر این‌که به پژوهش‌ها و مقاله‌های سرشار و بهره‌مند از منابع اصیل، راه‌گشا و بِه‌گزین‌شده، ارج می‌نهد و برتری می‌دهد، با دقت به وارسی تک‌تک آنها می‌پردازد، تا روشن شود:


الف.  ارزش اَسناد: ارزش پژوهش و مقاله، بسته به اَسناد آن است. هرچه اسناد، دارای ارج و جایگاه والاتری باشند، مقاله و پژوهش از ارزش بالاتری برخوردار خواهد بود. و نیز دقت در چیدن اَسناد باارزش در کنار یکدیگر برای اثبات مدعی، بیان‌گر هوش‌مندی و باریک‌اندیشی پژوهش‌گر و نویسنده است و این روش، خوانندگان آگاه، تیزنگر و خردمند را وامی‌دارد که در نبشتۀ پژوهشی او، به دقت بنگرند و خردورزانه نکته‌ها و دریافت‌های ارائه شده را واکاوند.

برابر این قاعده و ترازِ خردورزانه، فصلنامه به وارسی ارزش اَسناد مقالۀ پژوهشی که در اختیارش قرار گرفته می‌پردازد، تا دریابد تا چه حدّ، دقیق و دست اول است و چه پایگاهی در بین اسناد دارد.

آیا اَسناد که برای اثبات مدعی، فراپیش نهاده شده، به گفته‌ها، نوشته‎‌ها و دیدگاه‌های سرامدان و صاحب‌نظران برتر آن علم، اِسناد داده شده، یا خیر سهل‌انگارانه به نوشته‌ها و کسانی اِسناد داده شده که بازگوکنندۀ سخن برکشیده و متعالی و درخور اهمیت در آن رشته نیستند.

ب. نویسنده، درست و کارشناسانه از منابع بهره برده و استنباط وی، از آیات و روایات، قاعده‌مند و برابر اسلوب‌ها، سبک‌ها و روش‌های پذیرفته شده بوده است و باریک‌اندیشانه به دیدگاه‌ها ورود پیدا کرده و هشیارانه آنها را به منظومۀ فکری خود کشانده است.

ج. بِه‌گزینی منابع. از اصول مقالۀ پژوهشی، بِه‌گزینی منابع است. پژوهنده‌ای که این اصل را پاس ندارد و به آن بی‌توجه باشد، به هیچ‌روی نخواهد توانست نوشتۀ تراز و درخورِ پذیرش، عرضه کند. هرج و مرج در ارائۀ منابع و بهره‌گیری از آنها، افزون براین‌که بیان‌گر پریشان‌فکری نویسنده است، ره به جایی نمی‌برد و جز ملال و خستگی برای خوانندۀ آگاه، چیزی به ارمغان نمی‌آورد.

فصلنامه این اصل را پاس می‌دارد و نمی‌گذارد مقاله در گردابِ منابعِ سره و ناسره، ناهم‌تراز، بی‌در و پیکر گرفتار آید. بدین جهت بررسی می‌کند که آیا نویسنده و پژوهنده در پژوهۀ خود با اشراف کامل به منابع، کار را به پیش برده و توانسته از بین گوناگون‌منابع، با شناخت دقیق، سودمندترین آنها را برای اثبات مدعای خود برگزیند و هوش‌مندانه دست‌چین کند و از فروافتادن در راه‌های پرسنگلاخ، طولانی و ناسودمند بپرهیزد و دامن بگیرد.

بِه‌گزینی منابع، چیدن منابع در کنار هم، به بهترین صورت، در چهارچوب فکری نویسنده و پژوهنده است، در راستای برآورده‌سازی هدف.

با این نگاه، منبعی که در چهارچوب فکری نویسنده قرار نمی‌گیرد و یا کمکی به پژوهنده در رسیدن به هدف نمی‌کند و در عمق‌بخشی به پژوهه نیز نقشی ندارد، از دور خارج می‌شود و مقاله و پژوهه، بدون ارجاع‌های پیاپی، بی‌سود، فضل‌نمایانه و عوام‌فریبانه، به زیبایی جلوه‌گر می‌شود که بی‌گمان، بیان‌گر هوشیاری پژوهنده و گزیده‌گویی خواهد بود.

ده. مقاله چیست؟

مقاله، نه یادداشت است، نه پژوهه، بلکه از آن فراتر و از این فروتر.

مقاله، برشی است روشن‌گرانه، از موضوعی، با زاویه‌های گوناگون و دامنۀ ‌گسترده، که با هدفی ویژه انجام می‌گیرد. این زاویه‌نگری و نگاه هدف‌مند، در قالب نوشته‌ای هفت تا ده‌هزار کلمه‌ای، با ساختار، ترکیب‌بندی و ریختِ درخور عرضه در روزنامه و مجلۀ هفتگی، یا ماهانه، برای مخاطبِ عام، یا خاص، ارائه می‌گردد.

مقاله‌نویس متفکر، سره از ناسره‌شناس، دغدغه‌‌مند و آرمان‌گرا، دیدگاه‌های خود را در بابِ گزاره‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، کلامی، فقهی _حقوقی و . . . در قابِ مقاله ارائه می‌دهد و با این کار، در عرصۀ اجتماع و فرهنگ حضور می‌یابد و به بِه‌سازی می‌پردازد و بابت خطرها و کژراهه‌روی‌ها هشدار می‌دهد و یا از مسأله و قضیه‌ای، ابهام‌زدایی می‌کند و راه را می‌نمایاند.

از این روی، بایسته است که مقاله‌نویس خردمند، پیام خود را در چهارچوبِ درستی فراروی نیوشا و آن سوی سخن نهد، تا ثمر دهد و دگرگونی در ذهن و فکرِ وی پدید آورد.

آرایه‌های مقالۀ بآیین و نمونه، جاذبه می‌آفریند و نیوشا را به آبشخورگاه می‌کشاند و به درنگ وامی‌دارد و این، مجالی است بزرگ برای نویسندۀ دارای پیام که پیام خود را بآیین و نمونه عرضه کند، با نقشۀ راه، پیوستگی و درهم تنیدگی یافته‌ها، بی‌گسست و حلقه‌وار و پرهیز از هرگونه آشفتگی، گسست و گسلِ فکر‌پریش.

یازده. گزیده‌گویی

پرگویی و به درازا کشاندن مقاله، از جملۀ کاستی‌هاست. بِه‌گزینی ماهرانه و چیره‌دستانۀ جُستارها، به قَوام و استواری مقاله می‌انجامد.

نویسندۀ کم‌گو و گزیده‌گو، همیشه و همه‌‌گاه این اندیشه را در ذهن خود می‌پرورد که نیوشای سخن او، خردمند، خردوَرز و زودیاب است و از هرگونه زیاده‌گویی، در رنج و واگویه‌های غیرضرور را برنمی‌تابد و با نکته‌ و جُستاری که نویسنده، دقیق و موشکافانه، بازمی‌تاباند، ذهن زودیابِ او، به دیگر نکته‌ها و جُستارها، خودکار، راه می‌یابد و این، یعنی احترام، بلندجایگاه دانستن آن‌سوی سخن و خواننده، از نظر فکری که روشن است با عامی دانستن او، بسیار فاصله دارد. زیرا به‌روشنی می‌توان دریافت که وقتی نویسنده، آن‌سوی سخن حود را عامی بداند، به هیچ‌روی نمی‌تواند با خواننده و نیوشای سخن خود پیوند برقرار کند.

از این روی، فصلنامه بر آن است، با پافشاری روی گزیده‌گویی و خواستاری آن از نویسندۀ محترم، افزون بر احترام به خواننده و ارج نهادن به جایگاه فکری او، نبشتاری به دور از زیاده‌گویی، پُخته و سَخته در قاب زمانه بگذارد و بیاویزد.

دوازده. نواندیشی

مقاله، بازتاب‌دهندۀ جزر و مدّ و جولان فکری نویسنده است. نویسنده، با زورق اندیشه، به دریای اندیشه‌ها وارد می‌شود و جزر و مدّ می‌آفریند و با جزر و مد و جولان‌گری دیگر اندیشه‌ها، درمی‌آمیزد و در فراخیزی و نهضتِ پاک‌سازی و سرزندگی دریای اندیشه‌ها که بی‌گمان، در دریای پرغریو و فرویش و برآیش وجودِ انسان‌ها، اثرگذار است و دگرگونی‌آفرین، نقش‌آفرینی می‌کند.

فصلنامه، بر اساسِ رسالتی که دارد، وظیفۀ خود می‌داند از مقاله‌‎های فقهی و موضوع‌شناسی فقهی و مقوله‌های پیرامونی با این ویژگی، بهره بگیرد و به سهم خود، نواندیشی دینی را بگستراند و راه را بر خمود‌فکری و خشکه‌مغزی ببندد.

یادآوری: بایسته است در این‌جا، این نکته را خاطرنشان کنیم طلایه‌داران اندیشۀ ناب و احیاگران اسلام زلال و بی‌آمیغ، با منبع‌دهی‌های لابَرلا و انبوه و پی‌نوشت‌های طولانی و ردیف کردن گوناگون‌منابع و آثار، ندرخشیدند، بلکه برتری، جلوداری، رخشانی، اثرگذاری و دگرگون‌آفرینی آنان، ریشه در جولان و جزر و مد آفرینی فکری و شادابی برخاسته از روح قدسی دارد.

سیزده. ترجمه

نشریه‌ها، بویژه نشریه‌های علمی _تخصصی، با برگرداندنِ جُستاری از زبانِ دیگر به زبان خود، کم و بیش، سروکار دارند و فصلنامۀ موضوع‌شناسی فقهی نیز، با این مهم روبه‌روست که در چند فراز به بازنمودِ چگونگی ورود خود به این عرصه، می‌پردازد:

در ترجمه، وفاداری به متن، شرط راه است. محتوا، بی‌کم‌و‌کاست می‌بایست، بازتاب یابد. چیرگی و آگاهی از اندیشۀ صاحب اثر گزیرناپذیر است و از زوایای دیدگاه او و باریک‌اندیشی‌هایی که از ذهن‌اش به صفحۀ کاغذ تراویده است.

امانت‌داری و وفاداری به متن و محتوا، آن‌گاه به حقیقت می‌پیوندد که: ترجمه، آزاد نباشد. ترجمۀ آزاد، ترجمه به معنای واقعی کلمه نیست؛ زیرا در ترجمۀ آزاد، ذوق، سلیقه و اندیشۀ برگرداننده، به ذوق و اندیشۀ نویسنده درآمیخته و این، یعنی خارج کردن اندیشه، ذوق و سلیقۀ صاحب اثر، از مدار خود و نهفته نگه داشتن آن از چشم‌انداز بررسی‌ها و دقیق‌اندیشی‌ها و بهره‌گیری‌های درست و دقیق و آشنایی و آگاهی ژرف به اندیشۀ صاحب اثر.

ترجمه، واژه به واژه (تحت اللفظی)نباشد؛ زیرا هر زبان برای خود صرف و نحو و دستورهای ویژۀ خود را دارد که با ترجمۀ واژه به واژه، نگه داشت صرف و نحو و ویژگی‌های زبانی آن ممکن نیست و نیز، بی‌گمان ترجمۀ واژه به واژه، از جذابیت و شیرینی زبان اصلی فرو می‌کاهد و بی‌هیچ‌روی با ترجمۀ واژه به واژه، نمی‌توان برجستگی‌های نثری و ادبی را ز زبانی به زبان دیگر ساری ساخت.

با توجه به آن‌چه یاد شد، فصلنامه بر آن است در ترجمه، پس از درک درست و دقیق معنی و مفهومِ متن عربی، انگلیسی و . . . آن‌را در کالبد زبان فارسی بریزد به‌گونه‌ای که خواننده، احساس کند با تألیف رو‌به‌روست، نه با برگردانی پر از کژتابی، ناروشن و ابهام‌آلود.

مترجم امین، نباید اجازه بدهد که کوچک‌ترین زاویه‌ای در ترجمۀ او، از هدف مؤلف پدید بیاید که این هنر مترجم است، فن و وَرزه‌ای بس بااهمیت در کار ترجمه. درک و فهم اندیشۀ مؤلف، و بیان و بازگرداندن آن از زبانی به زبان دیگر، آن‌گاه هنرمندانه و فنی است و روش‌مند، که در هیچ مسأله‌ای، با اندیشۀ صاحب اثر، اختلاف و ناسانی نداشته باشد، گام در گام صاحب اثر بگذارد و بازتابندۀ اندیشۀ او باشد.

منابع:

۱. ناتل خانلری، پرویز، دستور زبان فارسی، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1352
۲. یاحقی، محمدجعفر، راهنمای نگارش و ویرایش، چاپ بیست و هشتم، انتشارات آستان قدس رضوی، 1387
۳. آریان‌پور، امیرحسین، پژوهش، انتشارات چاوشان نوزایی کبیر، 1388