دریچه – ۳۰

 
تلاش می‌ورزیم، از کلبه‌ای که ساخته‌ایم، دریچه‌ای به‌سوی نسیم فکرهای نوگرا و مُشک‌بیز، بگشاییم و آن‌چه را می‌انگاریم در خُنکای هرچه فزون‌تر نقش دارد، از این روزن، به بیرون بوزانیم.

ترجیح مصلحت دینی بر مصلحت شخصی در فتوا

ره یافت 14

مطالعه یادداشت

فتوایی که از سوی ما صادر شده است، صرفاً به خاطر آن نبوده که آن‌چه را ثبوتاً دلیل بر آن تمام بوده است، اظهار کنیم، بلکه بر اثر رنج‌هایی از این دست و برای ایجاد تعادل بین اوضاع شیعیان با نیازها و اقتضاءات شرایط آنان در نقاط و اماکن مختلف و نیز به جهت حفظ برخی از مصالح دینی عمومی، ولو به قیمت فداکردن برخی از منافع شخصی، بوده است

جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج سید کمال مرتضوی، دامت برکاته.

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

امیدوارم این سطور، در حالی به دست‌تان برسد که شما و وابستگان‌تان از همیشه بهتر باشید و از خداوند متعال خواستارم که با لطف بی‌کران خود، شما را مورد عنایت قرار دهد و همواره تأیید و پشتیبانی از شما را، مستدام بدارد.

من جویای احوال شما هستم و به آن‌چه از اخبار شما و خدمات ارزش‌مندتان به دین، می‌شنوم، افتخار می‌کنم؛ خدماتی که همه، مناسب با همان کمالات و ورع و غیرت دینی است که من از آغاز آشنایی‌مان در شما سراغ دارم.

این سطور را در پاسخ به پیام شفاهی شما، مرقوم می‌دارم که به‌واسطۀ فاضل برجسته، شیخ عبدالله خنیزیحفظه‌الله از طرف جناب‌عالی به بنده رسیده است و به من [این‌طور] فرمودند که: شما از ایشان خواسته‌اید: تذکرتان دربارۀ فتوای طهارت کسانی که شرعاً محکوم به کفر هستند و خود را به اسلام منسوب می‌کنند [مبنی بر این‌که] در این مورد احتیاط کنم را، به بنده ابلاغ کنند.

من دوست می‌داشتم که این مطلب را مرقوم می‌فرمودید؛ چراکه من هر آن‌چه را شما لطف می‌کنید با کمال افتخار و تشکر دریافت می‌کنم.

در هر حال، بنده تذکر شما را ارج می‌نهم و از آن‌جا که مطمئن‌ام این تذکر، ریشه در سرچشمۀ دینی پاکی دارد که قلب شما از آن آکنده است و نیز به خاطر آن‌که نشان‌گر اهتمامی است که شما به دین دارید، به این تذکر مباهات می‌کنم؛ که نصیحت و ارشاد، احسان و عنایت و لطف است و از این رو، از شما تشکر می‌کنم و خداوند ما را از امثال شما و نصیحت‌ها و دعای‌تان محروم نکند.

اما مایل‌ام به همین مناسبت واقعیت خصوصیات دینی و ملاک‌های شرعی‌ای را که در این مقام و امثال آن مورد توجه قرار می‌دهم، برای شما شرح دهم

من به خوبی می‌دانم، به محض تمام بودن معیار علمی و دلیل فقهی بر حکمی، لزومی بر تصریح به آن نیست و همچنین می‌دانم در صورتی‌که دلیل شرعی برای فتوایی اقامه شود که با آن‌چه در اذهان متشرعه نقش بسته، مخالف باشد ممکن است فقیه، به جهت رعایت عواطف جمعی از نیکان و وارستگان و برای پرهیز از ناراحتی و دوری‌گزیدن آنان از وی، آن فتوا را ابراز نکند. من این امور را می‌دانم، اما در مقابل، نکات و ملاحظات دیگری هم وجود دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد؛ چه این‌که اوضاع شیعیان در نقاط مختلف جهان به اطلاع من می‌رسد و اثری که ممکن است یک فتوای خاص در از بین رفتن [عسر و] حرج گروهی از آنان در برخی از نقاط دنیا، یا تألیف قلوب اطرافیان‌شان و رفع آزارها و اذیت‌ها از آنان، داشته باشد به من منعکس می‌شود.

عزیز بزرگوار! به عنوان مثال، من از اوضاع شیعیان در عمان و مسقط اطلاع بسیار دارم و می‌دانم که آنها در احاطۀ خوارج، زندگی می‌کنند و از اعتقاد به نجاست آنها در زندگی‌شان، از سختی‌های بسیاری رنج می‌برند و دشواری‌های بی‌پایانی را تحمل می‌کنند، بلکه حتی خیلی وقت‌ها از سوی دیگران، با عکس‌العمل‌ها و واکنش‌هایی نیز مواجه می‌شوند، حال اگر معیار شرعی برای فتوا به طهارت این افراد در نزد فقیه تمام شود، آیا شرایط این دسته از شیعیان، او را بر آن نمی‌دارد که برای برطرف‌کردن سختی‌های آنان و حفظ کرامت‌شان، این فتوا را به صراحت اعلام کند؟ مسأله در برخی موارد دیگر نیز به همین شکل است.

ادامه 

UntitledUntitled