دریچه – ۲۷

 
تلاش می‌ورزیم، از کلبه‌ای که ساخته‌ایم، دریچه‌ای به‌سوی نسیم فکرهای نوگرا و مُشک‌بیز، بگشاییم و آن‌چه را می‌انگاریم در خُنکای هرچه فزون‌تر نقش دارد، از این روزن، به بیرون بوزانیم.

نفحه‌های ربّانی

wave_wallpaper_by_manapi-d1in101wave_wallpaper_by_manapi-d1in101

مطالعه یادداشت

گفت پیغمبر که نفحت‌های حق 
اندر این ایّام می‌آرد سبق
گوش هُش دارید این اوقات را
در ربایید این‌چنین نفحات را
نفحه‌ای آمد شما را دید و رفت
هر که را می‌خواست جان بخشید و رفت
نفحه‌ای دیگر رسید آگاه باش
تا از این هم وا نمانی خواجه‌تاش

نفحۀ الهی در هر دوره‌ای، ابر را مانَد، خیلی باشتاب از کرانه‌های زندگی ناپدید می‌گردد و اکنون که، شکر خدای را، در این بوم و بر، نفحۀ الهی می‌وزد و بسیار بسیار بوم و برها را در خُنُکای خود فرو برده و آن به آن می‌بَرَد، دست‌هایی در کارند که این هنگام و فرصت از دست برود و فقه ناب، با انقلاب اسلامی، پیوند نخورد، حال یا به خاطر کژاندیشی، کوتاه‌فکری، سطحی‌نگری و یا وابستگی به جریان‌های کینه‌مند که اعتلای انقلاب را در پرتو فقه ناب، برنمی‌تابند و این اعتلا را که در پرتو پیوند فقه ناب و انقلاب، به حقیقت می‌پیوندد، پایان عمر نکبت‌بار خود می‌انگارند و آخرین میخ بر تابوت خود.

این جریانِ کینه‌مند، بسیاری از ساده‌لوحان را در تورها و تارهای نامرئی خود گرفتار ساخته و تار و پود اندیشۀ آنان را با بُزاق‌های اشمئزازآور خود تنیده ‌است، بزاق‌های سمّی و زهرآگین که این بخت‌برگشتگان، آنها را علم و فضل می ‌انگارند، علم و فضلی که آن‌به‌آن، آنان را از وزش‌گاه نفحۀ الهی انقلاب اسلامی، دور و دورتر می‌سازد تا آن‌جا که خود را بی‌نیاز از این نفحۀ بزرگ می‌پندارند و این پندار، چنان به جان‌شان می‌خلد که فرو رفتن بیش از پیش به مرداب را درنمی‌یابند.

عالمان ربانی، فقیهان ناب‌اندیش، تا دیر نشده باید عرصه‌ها را به فقه ناب، فقه پیوند خورده با انقلاب اسلامی و فقه حکومتی، عطرآگین سازند و امیدها را با فقه زندگی، فقه شهر و تمدن و گره‌گشا، شعله‌ور نگه دارند و پژمردگی و افسردگی را از صحن و سرای جان‌ها بسترند، تا هم فقه، بر تارَک زندگی‌ها و جامعه، همه آن بدرخشد و هم امیدها شعله‌ور مانند.

رویارویی انقلاب اسلامی با رویۀ ویران‌گر تمدن غرب در آوردگاه‌های گوناگون و شناساندن کُنه و زوایای تمدن غرب، دریچه‌های بس فراوانی را به روی فقه گشود و فقه را از عصر بی‌خبری از دنیای جدید و زندگی که تمدن غربی برای انسان به ارمغان آورده بود، به عصر آگاهی، بار داد.

این، دگرگونیِ شگرفی بود که انقلاب اسلامی آن‌را پدید آورد. دگردیسی که هیچ‌گاه به این روشنی در برابر مدرسۀ فقه قرار نگرفته بود، هنگامی بس ارزش‌مند و گران‌بها برای فقه‌پژوهان و مجتهدان و اهل فتوا که به مطالعۀ زوایای آن بپردازند و از این تمدن، شناخت دقیقی به دست آورند و دریابند چِسان انسانِ امروز را بر مدار خود به حرکت در آورده و او را از معنی تهی ‌ساخته است و از ارزش‌های انسانی به‌دور.

این شناخت، مجال مهمی است برای مدرسۀ فقه و فقاهت که به گونه‌ای برنامه‌ریزی کند و غور و بررسی در لابه‌لای متون دینی و آموزه‌های وَحیانی، تا انسانِ از معنی تهی امروزین را به آبشخور معنی فرود آورد.

انسانِ دور مانده از سرچشمه‌های زلال معنی و گرفتار در بیابان‌های داغمه‌زده و تهی از معنی، نیاز به قانون‌ها و آیین‌های معنی‌بخشی دارد، قانون‎‌ها و آیین‌هایی که او را لبالب از معنی سازند.

Untitled3Untitled3